با وجود وسعت و تنوع دنیای عکاسی، هر عکاس دنیای کوچک و اختصاصی تصویری خود را میسازد. وقتی از انسان و یا زندگی انسانها در دنیاهای متفاوت عکس میاندازیم همانند حساسیت یک آهنگساز یا نقاش یا نویسنده که بالاخره منجر به خلاقیت او میشود در ما نیز حساسیت به دنیای اطرافمان با تجربه و تکنیک توام شده و بصورت خلاقیت تصویری در قالب یک عکس نمایان میشود. به همین دلیل است که هر چه بهتر ببینیم و هنر و تکنیک دیدن را در خود تقویت کنیم حساسیت ما عمیقتر و بهتر خواهد شد و در لحظه استفاده از تجربه و تکنیک بمراتب سریعتر و جذابتر موفق به خلق یک عکس ِ اثر گذار خواهیم شد.
نوآوری و فرار از تکرار و تقلید. ارضای فکری و روحی در لحظات بروز حساسیت و هیجان دیدن عمیق و صحیح مانع از سطحی بودن. زیاده از حد مدعی بودن و سفسطه کردن هنر عکاسی در ما خواهد شد و این پاکی و دقت در لحظه خلاقیت تصویری خود را بصورت یک عکس دیدنی و قابل بخث نشان خواهد داد.
همه چیز با دیدن درست و مواظبت از سلامت تفکر و روح هنری شروع شده و با خلق یک اثر هنری به پایان میرسد.
چشم ما همه چیز را سه بعدی میبیند و در لحظهی حساس شدن به یک سوژه یا فضای مناسب. تکنیک و شناخت یکایک اجزاء وسیله کار ما مانند دوربین و لنز و فیلم و سرعت و دیافراگم و کنتراست و هارمونی هر کدام نقش حیاتی خود را در لحظه خلق یک عکس نشان خواهند داد بدون این تسلط و شناخت حتماً در لحظه خلاقیت تصویری و تبدیل صحنهی سه بعدی به یک عکس دو بعدی و مسطح دچار ضعف و کمبود خواهیم شد.
باید بیاموزیم که از دانش و تسلط بر امکانات تکنیک و وسائل در لحظه دیدن و حساسیت به سوژه و موضوع مورد نظرمان بسرعت استفاده فکری کنیم و آن سوژه را عکس گونه و تصویر شده مجسم کنیم. دو بعدی دیدن در بسیاری از سوژههای عکاسی مخصوصاً سوژههای متحرک و دینامیک کار آسانی نیست و باید در ذهن و چشم ما هیچ مانع یا مجهولی بنام تکنیک در لحظه خلق تصویر وجود نداشته باشد.
مگر ما برای ثبت یک تصویر جذاب و مهیج هنری از یک قایق بادبانی که در هوای مه آلود در لابلای امواج ساحلی گرفتار شده چقدر فرصت داریم. لحظهی شروع حساسیت ما که تمام ساحل و دریا و قایق و قایقران را در تصویر داشته باشیم و یا فقط صورت و دستان قایقران را که دچار ترس و وحشت شده کدام یک را در رابطه با لنز و دیافراگم و فیلم انتخاب کنیم چقدر فرصت و زمان برای خلق تصویر داریم. تمام و کمال تکنیک و وسائل مربوط به عکاسی باید جزعی از وجود ما شده باشد تا بتوانیم فاصلهی بین حساسیت تا خلاقیت را به کمترین ثانیههای ممکن برسانیم با قدری تماشای آثار برجستهی عکاسان متوجه خواهیم شد. هیچ مانعی یا مشکلی مانند کمبود وسائل یا مشکلات تکنیکی در حد فاصل حساسیت تا خلاقیت نمیتواند باقی مانده باشد.
خوشبختانه تنوع و گسترش چاپ کتاب و تصاویر عکسهای حرفهای در طول دو سه دهه اخیر رئوس مطالب و خطوط ضروری عکاسی حرفهای را برایمان مشخص کرده است مطالعه و دقت در تیتر این خطوط و توجه به آنها در موقع کار سطح عکسها را تغییر خواهد داد رایجترین رئوس مشکلات در بیشتر رشتههای عکاسی عبارتند از:
دقت انتخاب و فاصله دوربین با صحنهی مورد نظر
فاصله سوژه اصلی با زمینهی پشت و سایر سوژههای موجود در صحنهی انتخابی
مشخص کردن خصلت تصویری از نظر:
وضوح
مقیاس
نسبت بزرگ نمائی سوژه
بافت و جنسیت سوژه
فرم و شکل اصلی سوژهی مورد نظر
چیدمان و تقسیمبندی اجزاء در تصویر
دقت در انتخاب رنگ و نقش هر سوژه
نمایش توازن یا ضد توازن در خدمت تصویر
انتخاب بهترین نقطه و زاویه عکسبرداری در رابطه با سوژهی اصلی و زاویه تصویر کامل
رعایت لحظه در تصاویر ژورنالیستی و موضوعی
مقایسه سریع تغییرات اندازه و فرم هر سوژه با تغییر ارتفاع دوربین
زاویهی ایدهآل تابش نور از روبرو یا از پشت یا از پهلو در هر سوژه و عکس به خلاقیت و حساسیت تصمیم عکاس در معرفی سوژه مورد نظر او مربوط میشود.
با موشکافی و تحلیل یکایک رئوس فوق سلیقه و نظر هر عکاس در خلق تصویر آسانتر خواهد شد فاصلهی دوربین یا سوژه اصلی هر صحنه نشان دهنده نظر عکاس به حضور سوژهها و اشیاء مختلف در کادر انتخابی او دارد.
فاصله سوژه اصلی با زمینه: نشان دهنده تصمیم عکاس در تنها نشان دادن یا انبوه نشان دادن سوه اصلی با سوژههای فرعی است.
دلیل وضوح و مقیاس: بیانگر دیدگاه و سلیقه عکاس در برجسته نشان دادن سوژه اصلی در یک عکس است.
چیدمان و ابتکار در فرم دادن: یعنی عکاس از فرمها و اشیاء متفاوت به تشخیص خود برای جلب نظر بیننده به سوژه اصلی و ربط آن اشیاء ابتکاری استفاده کرده است.
انتخاب بهترین نقطه: حساسیت هر عکاس در تصمیم گیری او برای نمایش فرم بخصوص از سوژه اصلی و مرکزیت آن است.
زاویه ایدهآل نور: رؤیا و آرزوی هر عکاس است که بتواند بفراخور سوژهی خلاقه خود نور و زاویه تابش آنرا نیز در اختیار خود داشته باشد.